حرفهای ناگفته

اینجا من و دلم و حرفهای ناگفته

حرفهای ناگفته

اینجا من و دلم و حرفهای ناگفته

سلام خوش آمدید

یا صاحب الزمان 

تو بگو من کجای این قصه ام ؟ 

من بیزارم از افراط و تفریط ها .. 

از نظامی که مردمشو بنام دین فدای سیاست کرده .. و فقط برای یارکشی آدم حسابشون می‌کنه بیزارم !

از کسانی که عزیزانم ، اطرافیانم و هموطنانمو از دین پاک و نورانی شما زده کرده بیزارم !

و 

از بیگانه های فرصت طلبی که با نقاب دلسوزی،  مردم خسته ی کشورمو به بازی گرفتن بیزارم !

ولی دستم کوتاهه .. 

برای برگردوندن نور عشق و محبت شما به دل عزیزانم .. 

نقص هام هم توان معرفی عملی دین واقعی شما رو نداره! 

واقعا کجای این قصه ام ؟

هیچی از این وضع نمی‌دونم .. پریشون و سردرگمم.. 

فقط می‌دونم اگه همه عالم تو رو رد و انکار کنن ، من با تمام جانم شهادت میدم به وجودت و امید دارم به ظهورت .. 

همین .. 

  • ساره

دلم آشوبه .. 

دلم برای همه چی آشوبه .. 

غم خانواده های داغدار ، جنگ و .. و ... 

خدایا خودت کمک کن 

  • ساره
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۰۸ بهمن ۰۴ ، ۱۹:۵۰
  • ساره

بالاخره شهر ما هم برف اومد و دخترکم از نزدیک بارش برف رو دید ...

امروز روز شادی همه بچه ها تو شهر ما بود . همه خونه نشین ها زده بودن بیرون .. کوچه ها و پارکها پر بود از مردم خوشحال ! 

گرچه زیاد طول نکشید و تبدیل به بارون شد ولی خاطره خیلی خوبی ساخته شد واسه بچه ها ...

خداروشکر ..

 

  • ساره

دارم سعی میکنم برگردم به زندگی عادی ..  دنیا که منتظر نمی‌مونه تا ما مشکلاتمونو حل کنیم بعد دوباره شروع کنیم ! 

مثل آدم عزاداری که مجبوره به زندگیش ادامه بده درحالیکه دلش پر درده ، به زندگی ادامه میدم .. همین .. 

از این به بعد احتمالا طبق روال قبل می‌نویسم . 

 

 

 

  • ساره

خب ... بسته شد .. سکوت و سکوت و سکوت .. 

همه‌ چیزم گرون شد .. چندین برابر حتی !! 

خوب شد آشوبگرا بودن ، وگرنه کی میتونست این حجم مردم معترض رو راضی و قانع کنه ؟! 

آره خوب شد که آشوب گرا بودن !  وجودشون باعث شد همممممممه چه بنام اونا تموم بشه تا هیچ مسئولی نارضایتی مردمو گردن نگیره و حتی معذرت خواهی هم از لب مبارکش بیرون نیاد  !!! 

حرفی برای گفتن ندارم .. 

از اخبار یکطرفه هم متنفرم .. 

نه تلویزیون ایران بدرد میخوره نه اینترنشنال و من و تو .. 

تنها حقیقت رو قبول دارم . 

اینکه مردم بازیچه شدن .. بازیچه قدرت ها .. 

بازی دردناکی که رنگ خون داشت .. 

 و متاسفانه همچنانم ادامه داره .. ! 

با یارکشی های مداوم از همه طرف .. ! 

اشتباه میکردم که فکر میکردم بازی مرکب فقط یه فیلمه !! 

 

پ.ن 

- بابا زنگ زده به همسرت بگو لاستیک قراره چندبرابر گرونتر بشه ، زودتر بره بگیره ! بهش میگم بابا جون ما همین الانمشم نمی‌تونیم بخریم ! بیخیال .. 

 

- فقط خداروشکر که آرامبخش هست ، چون مجبورم به زندگی عادی خودم ادامه بدم و با مشکلات دست و پنجه نرم کنم ، چون مادرم و باید مراقب فرزندم هم باشم و .. و .. 

 

 

 

 

  • ساره

قلبم به درد اومده .. برای تمام خون‌هایی که ریخته شده crying

خدایاااااااااا ...

کاری به هیچ حزب و جناح و طرفی ندارم . کاری به دیندار و بی دین ندارم .

فقط از وجدان حرف میزنم .

تویی که می‌دونستی فشار اقتصادی مردمو داغون کرده ، چرا بدترش کردی ؟! 

حالا داری گرون می‌کنی ، حداقل مردمو آدم حساب کن ، قبلش توجیه کن ، توضیح بده و قانعشون کن ! 

نه اینکه بذاری عصبانی و غیرقابل کنترل بشن ، به جون هم بیفتن و خون همو بریزن ، خانواده ها رو داغدار عزیزانشون کنن و صدها خسارت دیگه وارد کنن ، بعد بیای حرف بزنی و از چرایی کارهات بگی !!!!

ینی خداوکیلی نمی‌دونستی ، ندیده بودی قبلاً که این مردم لبریز لبریز هستن و دفعه اولشون نیست اعتراض میکنن ؟؟!!!؟؟؟ 

بخدا اگه می‌دونستی و پیشگیری نکردی ، ظالمی cryingcryingcrying

بخدا خون همه اینا به گردن تو هست ، همه اینایی که قربانی شدن . نظامی و غیرنظامی ، بچه و نوجوان و بزرگسال .. همه.. همه .. cryingcryingcrying

اشکم بند نمیاد .. 

دردم کم نمیشه .. 

منه هیچکاره ی خانه دار میدونستم و نگران بودم ، چطور میشه تو ندونسته باشی ، نفهمیده باشی cryingcrying

 

پ.ن 

ـ میگن به نفع مردم کار کردیم ، ارز پخش کردیم بین همه .. 

آخه مگه ارز فقط کوپن مرغ و گوشت و روغنه ؟ 

پوشاک ، لوازم خونه ، اجاره ، دکتر ، دارو و .. و ... که قراره سر به فلک بکشه چی ؟ چطوری قراره جبران بشه ؟! 

منه نوعی از همین الان غصه خرید مایحتاج و ضروریات یه دونه دخترکمو دارم و نمی‌دونم چطوری باید بازم غرورمو حفظ کنم جلوش و نگم نداریم ، نمی‌تونیم !! خدا به داد بقیه برسه ..

 

- خواهرم کارگاه آموزشی داشت ، کنسل شد ، کلی بدهی موند رو دستش ، فقط خدا کنه طلبکارا فرصت بدن بهش وگرنه نابوده و نابودیم ...

 

ـ امیدوارم به بهانه پوشش دادن تظاهرات ضد آشوب و صهیونیسمی ، درد و نگرانی و غصه مردم پنهان و سرکوب نشه که من یکی از حقم نمی‌گذرم ... 

از بار روانی و استرس بالایی که کشیدم تو این چند روز .. 

از دردی که با دیدن کشته ها میکشم .. 

از غمی که بخاطر درد نداری مردم میکشم و هیچ کاری از دستم بر نمیاد براشون انجام بدم ..

از غصه همکاری‌های بازنشسته بابا  .. همونایی که الان نه توان کار کردن دارن و نه قدرت خرید !!  sad

و ... و ... و ... ! 

واقعا نمی‌گذرم .. 

 

  • ساره

ذره بین  خنگه.. بعضی وقتا با اینکه کامل واو به واو مطلبمو تایپ میکنم ، یه چیز دیگه بالا میاره یا پیام میده مورد یافت نشد !

 

  • ساره

خوبه که طاقچه فعال شد ، وگرنه دق میکردم sad

  • ساره

خب ظاهراً اینجا تنها جایی هست که نت فعاله ! 

تو شهر ما که خیلی اوضاع افتضاح و داغونه ... 

شبا درگیری خیلی زیاد میشه اینجا .. من بیرون نرفتم ولی هرکی رفته میگه انگار شهر رو شخم زدن از خرابکاری‌

اگه کسی میخونه بیاد خبر بده ببینم طرف اونا وضع چطوره ؟ 

نت ما کلا قطعه .. حتی شبکه های پیام‌رسان داخلی هم غیرفعاله .. مدارس تعطیله و امتحانات لغو شده .. 

شماها نت دارید ؟ 

در چه حالید ؟ 

  • ساره