حرفهای ناگفته

اینجا من و دلم و حرفهای ناگفته

حرفهای ناگفته

اینجا من و دلم و حرفهای ناگفته

سلام خوش آمدید

دورم

چهارشنبه, ۲۹ اسفند ۱۴۰۳، ۰۷:۰۱ ب.ظ

- میگه وقتی دوستامون اومدن که حتی نرفت سراغشون واسه سلام و احوالپرسی ، حالا پرو پرو پاشده رفته شهرشون ، خونشون ، قصدم داره چند روز بمونه ؟! 

میگم چی بگم .... برای من فقط مهم بود به سلامت برسن و تو جاده مشکلی پیش نیاد واسشون . 

میگه باهاشون حساب کتاب دارم ، ولی به هیچ عنوان نمیخوام خودم تسویه کنم و میدم تو که انجامش بدی ! 

میگم باشه ، فعلا که نیستن . هروقت اومدن میرم صحبت میکنم . 

آروم میشه هربار .. 

ولی من دلم آشوب میشه ..

ساکت میمونم با کلی بغض و حرف ناگفته ... 

دیگه حتی نصیحتم نمیتونم کنم که بخدا این آدم پر ازدرد بوده ، یکم فقط یکم درکش کن . 

هیچی نمیتونم بگم و عجیبه که سکوت من باعث میشه فکر کنه تسلیم تفکراتش شدم و فهمیدم حق با اونه ! 

اینقدر دنیاش عوض شده و غرق اهدافش هست که حواسش نیست واسه اینکه بحث بوجود نیاد سکوت میکنم . 

میگه اگه دست خودم بود و میتونستم خیلیا رو بلاک میکردم چون مانع پیشرفتم میشن ! 

گفتگویی نیست که حرف کار و اتفاقات کاری و مشاور شغلی و ... و ... توش نباشه . و خیلی کم پیش میاد که بهم گوشزد نکنه بیشتر از من می‌فهمه ! 

و باز منم و سکوت و نهایتا جوابِ بله درسته و .. 

ولی انگار کافی نیست براش ، و من بی اونکه دلیل اینهمه پافشاری برای پایین کشیده شدنمو بدونم بازم مجبورم همراهی کنم . حتی اگه دلم بشکنه . 

اینکه علاقه ندارم بشنوم مهم نیست . اینکه دیدگاهمم متفاوته بازم مهم نیست . 

مهم خودشه با نگرش جدیدش .. مهم چرخیدن این چرخه ست با تایید گرفتن مداوم .. هربار به بهانه جدید . 

و اصلا متوجه نیست چقدر دور شدم ازش . قبلا اصرار داشت حتما هماهنگ باشیم با هم برای جایی رفتن . ولی الان فقط میگه من فلان روز و ساعت دارم میرم ، دیگه خودت برنامه بریز بیا ، نشدم نشد . و با خنده میگه من منتظر برنامه ریزی تو نمی‌مونم ! 

اینکه سرش شلوغه و برنامه های خودشو داره قابل درکه ولی اینکه اگه من به هر دلیلی نرفتم ناراحت میشه قابل درک نیست ! 

حالا هم که کارش به کارم گره خورده باز دست از سرم برنمیداره و درک نمیکنه هیییچ جوره علاقه و انگیزه ندارم برای همکاری ، و قرار بود فقط یاد بگیرم که آموزشش بدم . به زور داره منو همراه می‌کنه با خودش و ازم میخواد کار بکشه . از نظر خودش این بهترین کاره واسه به حرکت درآوردنم ! 

نمیدونه من آگاهانه استپ کردم و حتی اگه بخوامم کاری انجام بدم تحت هیچ شرایطی نمیخوام برای اون و زیر دست اون کار کنم . 

می‌دونم ... 

آخرش بازم دلخوری پیش میاد .. 

چون هرچی با زبان نرم میگم نه ، نمی‌فهمه ! 

مجبورم دوباره قاطع رفتار کنم . 

که قطعا ناراحتش می‌کنه و .. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • ساره

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی