حرفهای ناگفته

اینجا من و دلم و حرفهای ناگفته

حرفهای ناگفته

اینجا من و دلم و حرفهای ناگفته

سلام خوش آمدید

شکستم

سه شنبه, ۶ فروردين ۱۴۰۴، ۱۰:۳۲ ب.ظ

شدیداً دلم شکسته ، شدیداً ...

اونقدر دل شکسته ام از خواهرم که ترجیح دادم زودتر خداحافظی کنم و از اونجا بیام بیرون برم جایی که خانواده فاطمه اینا هستن!

نمی‌دونم حکمت خدا چیه که هنوز یه چالش تموم نشده یکی دیگه می‌ذاره سر راهم .

الان نمیتونم بنویسم . 

ولی حتما میام ماجرا رو تعریف میکنم . 

بدبینی و تنفر خواهرم اونقدر نسبت بهم زیاد شده که منو هم داره میکشونه پایین با خودش !!! 

دلم میخواد شکایتشو ببرم پیش خدا بخاطر تمام قضاوت‌هایی که دارم از طرفش میشم و تمام ضربه هایی که با بهانه و بی بهانه بهم میزنه. 

تو رو خدا دعا کنید برای آرامش دلم ، برای اینکه بتونم کار درست انجام بدم . 

امشب وسط مهمونی از شدت ناراحتی طوری دستم لرزید که دختر صاحبخونه هم متوجه شد ! 

 

 

  • ساره

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی