حرفهای ناگفته

اینجا من و دلم و حرفهای ناگفته

حرفهای ناگفته

اینجا من و دلم و حرفهای ناگفته

سلام خوش آمدید
  • ۱ نظر
  • ۱۷ فروردين ۰۴ ، ۲۱:۳۴
  • ساره

_ برگشتم خونه خودمون . با اینکه مادرهمسر در میزبانی عالی بود و چیزی کم نمیذاشت ، اما دلم واسه خونه خودم تنگ شده بود . واسه زندگی ای که خودم اداره میکنم ، غذاهایی که خودم درست میکنم و فیلمایی که خودم دوست دارم ببینم و ... و .. . 

در کل حس مستقل بودن ، جزء بهترین حسهای دنیاست smiley

 

 

 

  • ۰ نظر
  • ۱۷ فروردين ۰۴ ، ۱۹:۲۱
  • ساره

بازم پیچیده شدن عطر بهارنارنج در هوا و مست شدن !!! 

اونقدر دل انگیزه که وقتی هوا و نفس میکشی برای لحظه ای همه غم و غصه ها از دلت بیرون میره و تمام وجودت پر میشه از حس خوب indecision

از خدا می‌خوام این عطر به مشام همه برسه heart

  • ۰ نظر
  • ۱۵ فروردين ۰۴ ، ۱۷:۲۴
  • ساره
  • ۰ نظر
  • ۱۵ فروردين ۰۴ ، ۱۴:۴۸
  • ساره
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۱ فروردين ۰۴ ، ۱۵:۲۶
  • ساره
  • ۰ نظر
  • ۰۹ فروردين ۰۴ ، ۱۳:۳۳
  • ساره
  • ۰ نظر
  • ۰۶ فروردين ۰۴ ، ۲۲:۳۲
  • ساره

روزی که سالگرد آقابزرگ بود ، آقا محمود وقتی رسید خودش رفت سمت پیمان و سلام و احوالپرسی گرمی کرد ‌. 

پیمان هم با اینکار تمام خشمش فروکش کرد و آروم شد اصلا ! 

خوشحال شدم ، خیییییلی.

لذت بردم از درک بالا و فروتنی این مرد . (آقا محمود) 

و خداروشکر کردم که حرفام تاثیر داشته . 

میدونید در عین خوشحالی دلمم گرفت ..

از اینکه مردی با سن نزدیک ۶۰ سال ، اونم از خانواده همسرم ، به حرفام گوش داده و قبولم داشته ، بعد اونوقت عزیزترین و نزدیکترین آدمای زندگیم قبولم ندارن ( همسرم ، خواهرم ) 

 

 

 

 

 

  • ۰ نظر
  • ۰۲ فروردين ۰۴ ، ۱۱:۳۵
  • ساره
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۰۲ فروردين ۰۴ ، ۰۰:۲۹
  • ساره

و  شروع سال 1404 ....

مبارک باشه heart

 

  • ۰ نظر
  • ۰۱ فروردين ۰۴ ، ۱۳:۵۶
  • ساره